fereshteye.tanhaei | ||
|
وقتی میـروی
این روزها چقدر دلم برایت تنگ می شود
به یادت هستم کاش توهم به یا من بودی کاش منو تو با هم میشدیم دروتخته می شدیم و جور می شدیم باهم به گنجشک هایی که هر صبح آواز می خوانند لبخند می زدیم کاش کاش ...... انگار زندگی ام شده تکرار کردن کلمه کاش دوباره می گویم ددددوستت دارم
گاهــــــے دلم برای خودم تنگ میشود
یکی را دوست میدارم ولی او باور ندارد! یکی را دوست میدارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگی را با گرمای عشق اومیگذرانم! کسی را دوست میدارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمیتوانم دستانش را بفشارم! یکی را دوست میدارم ، بیشتر از هر کسی ،همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد! یکی را دوست میدارم ، که میدانم او دیگربرایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست! یکی را برای همیشه دوست میدارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا !
[ پنج شنبه 17 آذر 1390برچسب:دوستت دارم, ] [ 23:30 ] [ boshra ]
دیدی غزلی سرود ؟ شکست، زیر باران پوسید ...
فاصله ی تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ...
آدما رو می بینی !!!!!!!!!!!! وقتيـ♠ ــ کهــ♠ ـ ديگر نبود منـ♠ ــ بهــ♠ ـ بودنشـ♠ ــ نيازمند شدمـ♠ ـــ
شبهـــــا زیــــر دوش آب ســرد... پرونده ی پدر...
نامت چه بود؟ آدم فرزند؟ من را نه مادری نه پدری بنویس اول یتیم عالم خلقت محل تولد؟ بهشت پاک اینک محل سکونت؟ زمین خاک آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا اینک به اندازه ی سایه ی بختم به روی خاک رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنین گناه وزنت؟ نه آن چنان سبک که پرم در هوای دوست نه آن چنان وزین که نشینم بر این زمین جنست؟ نیمی مرا ز خاک نیم دگر خدا شغلت ؟ در کار کشت امیدم به روی خاک شاکی تو ؟ خدا نام وکیل ؟ آن هم فقط خدا جرمت ؟ یک سیب از درخت وسوسه تنهاهمین ؟!! همین!!! حکمت ؟ تبعید در زمین همدست در گناه ؟ حوای آشنا ترسیده ای ؟ کمی ز چه ؟ که شوم اسیر خاک دلتنگ گشته ای ؟ زیاد برای که ؟ تنها فقط خدا آورده ای سند ؟ بلی چه ؟ دو قطره اشک داری تو ضامنی ؟ بلی چه کس ؟ تنها کسم خدا در آخرین دفاع ؟ می خوانمش چنان که اجابت کند دعا ... ![]() زخمها و دردهای آدم سرمایه است!... |
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |