fereshteye.tanhaei | ||
|
از تو میگذرم بی آنکه دیگر تو را ببینم ، عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی... she stares at me every day
from a picture of her youth
knowing what she'd do to me
she's hiding the truth
and she knows just what she will become
and she knows just how it will be done
every night i say i love you
? and every night i say how are you
and every time i look into those eyes i see a vision of me
i love you infinity
her confidence used to amaze me
before she gave up on me
and now i can't stop thinking
what we were and what we could be
and she knew just what she would become
and she knew just how it would be done
every night i say i love you
? and every night i say how are you
and every time i look into those eyes i see a vision of me
i love you infinity
spending the night talking about the future
and what it holds for us
it took so long for me to get used to her
and all that she does
she promised me she'd work around the things
that kept her from me
as she said i love you infinity
every night i say i love you
? and every night i say how are you
and every time i look into those eyes i see a vision of me
i love you infinity
every night i say i love you
? and every night i say how are you
and every time i look into those eyes i see a vision of me
i love you infinity
infinity
![]()
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مساله دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه مساله هاست...
![]()
روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یك جنس است ...
یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد / طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم /
یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا / دگر حتّی طلب آب ز دریا نکنیم /
یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم / طلب سوختن بال و پر کس نکنیم / یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم / گرکه درخویش شکستیم صدایی نکنیم / خود بسازیم به هردرد که ازدوست رسد / بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم / و به هنگام عبادت سرسجاده ی عشق / جز برای دل محبوب دعایی نکنیم / یاورخویش بدانیم خدا یاران را / جز به یاران خدا دوست وفایی نکنیم / گله هرگزنبود شیوه ی دلسوختگان / با غم خویش بسازیم و شفایی نکنیم / یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم / وقت پرپرشدنش ساز و نوایی نکنیم / پر پروانه شکستن هنر انسان نیست / گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم / دوستداری نبود بندگی غیر خدا / بی سبب بندگی غیرخدایی نکنیم / یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد / طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم /
فقط برای خودم هستم ...! من ...؟!
چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست ...
این من! نه زیبایم، نه مهـربانم ... نه عـاشق و نه محتاج نگاهی ...!
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست ...
فقط برای خودم هستم ... خوده خودم! مال خودم! صبورم و عجول ...!
سنگین، سرگردان، مغرور، قـانع، با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد ...!
و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی؛
هیچ ندارم
راهت را بگیــر و بـــــــرو
حوالی ما توقف ممنــــوع است ...!
![]()
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
قطار می رود ... تو می روی ...
تمام ایستگاه می رود ...
و من چقدر ساده ام که سال های سال، در انتظار تو؛
کنار این قطار رفته ایستاده ام؛
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام ...!
![]() |
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |